دوشنبه 19 آذر 1397 - 03 ربيع الثاني 1440 - 10 دسامبر 2018
آمار سايت
امروز : 67
ديروز : 52
ماه : 1461
آیت الله شهید غفاری
آیت الله غفاری
آية الله غفاري شخصيتي بزرگوار، مبارزي بي باك و عالمي پرهيزگار بود‎. ‎او مردي حماسه ‏آفرين بود كه در مسير دفاع از استقلال و عزت ملت غيور ايران‎ ‎تحت شديدترين شكنجه‌ها در ‏زندانهاي ساواك به درجه شهادت نائل آمد. در اين‎ ‎نوشتار سعي شده است زندگي آن روحاني ‏سلحشور به طور مختصر بيان شود‎.‎
زندگي نامه
آية الله حسين غفاري در سال 1335 هـ.ق در روستاي دهخوارقان تبريز كه‎ ‎امروزه آذر شهر ‏ناميده مي‌شود، چشم به جهان گشود. پدرش كشاورزي زحمتكش‎ ‎بود. حسين در دوران كودكي ‏پدرش را از دست داد و گرد يتيمي بر سيماي معصوم‎ ‎او نشست و به سبب فقر و مشكلات ‏اقتصادي ناشي از بي پدري از همان دوران‎ ‎كودكي (6-7 سالگي) مجبور شد، همپاي برادر و ‏خواهر براي تأمين هزينه‌هاي‎ ‎زندگي به كشاورزي و كارگري بپردازد. او به رغم مخالفتهاي ‏عمویش با درس‎ ‎خواندن او، به مطالعه و تحصيل روي آورد كه در اين زمينه دائي بزرگوارش‎ ‎مرحوم آية حاج ميرزا حسن غفاري معروف به دهخوارقاني مشوق او بود. حسين‎ ‎مرحله ‏مقدمات دروس حوزه را از حاج شيخ علي و ميرزا محمد حسن منطقي فرا‎ ‎گرفت  و رسائل و ‏مكاسب شيخ انصاري را نزد دائي‌اش حجت الاسلام حاج سيد‎ ‎محسن مير غفاري آغاز كرد و در ‏تمام اين مدت تحصيل نصف روز را كار مي‌كرد و‎ ‎نصف روز را به تحصيل علم و دانش ‏مي‌گذراند.  او براي تكميل تحصيلات‏‎ ‎علمي‌اش در سن 30 سالگي (1325-1324) در شرايطي ‏كه شهر قم رفته رفته به‎ ‎مركز مهم علمي پژوهشي و فقه اسلامي و شيعي تبديل مي‌گرديد، به ‏اين شهر‎ ‎مقدس مهاجرت و به مدت 11 سال در اين شهر رحل اقامت افكند و از محضر آيات‎ ‎عظام فيض(ره)، حاج سيد محمد تقي خوانساري (ره) و آية الله العظمي بروجردي‎ (‎ره) بهره‌مند ‏گرديد و مدتي هم در دروس آية الله حجت كوه كمره‌اي حاضر شد‎. ‎آية الله غفاري آثار علمي ‏متعددي داشته‌اند كه از جمله آن، حاشيه مفصلي بر‎ ‎كتاب عروة الوثقي مي‌باشد كه البته بسياري ‏از نوشتجات و آثار خطي و ادبي‎ ‎ايشان در جريان دستگيري ايشان توسط ساواك از بين رفته ‏است.  آية الله‏‎ ‎غفاري نسبت به اساتيد خود ارادتي خاص داشتند و هميشه از آنها با احترام و‎ ‎تكريم ياد مي‌كردند. حجت الاسلام هادي غفاري فرزند ايشان در اين خصوص‎ ‎مي‌گويد: يك عكس ‏از استاد ايشان موجود است كه پشت آن قبل از ذكر نام‎ ‎استاد، دوازده لقب ذكر شده است. ‏
او در دوران تحصيل با خانواده روحاني مجاهد و فرزانه آية الله ميرزا‎ ‎علي مقدسي تبريزي از ‏علماي بصير و آگاه دوران و صاحب هفته نامه "الدين و‎ ‎الحيات" آشنا مي‌شود. اين آشنائي ‏زمينه ساز ازدواج مبارك ايشان با دختر‎ ‎ميرزا علي مقدسي مي‌شود. علاقه شخص ميرزا علي و ‏شناخت ايشان از سجاياي‎ ‎اخلاقي آية الله غفاري باعث مي‌شود كه خود، شخصا پيشنهاد ازدواج ‏با دخترش‎ ‎را به او اعلام نمايد. آية الله غفاري و همسرش زندگي خود را با جهيزيه‏‎ ‎ساده و ‏مختصري كه همسرش به همراه آورده بود، در يك زيرزمين محقر استيجاري‎ ‎در يكي از ‏فقيرترين محلات شهر قم به نام باغ پنبه آغاز مي‌كند.  همسرش‏‎ ‎در تابستان كه پياز ارزان بود، ‏مقداري اضافه مي‌خريد و خشك مي‌كرد تا در‎ ‎زمستان كه گرانتر است، مصرف كند و هر فصلي ‏كه بادمجان ارزانتر بود، آنرا‎ ‎مي‌خريد و خشك مي‌كرد و جالب اينكه به هنگام پختن بايد يك روز ‏تمام در آب‎ ‎مي‌ماند تا از شكل سنگي‌اش بيرون می آمد.‏
همسرش در اثر بيماري قادر به انجام كارهاي خانه نبود و ايشان در كارهاي خانه به او كمك ‏مي‌كرد و در كنار آن درس هم مي‌خواند. ‏
مبارزات
معاشرت آية الله غفاري با گروههاي مختلف اجتماعي همچون‎ ‎كارگران،‌كشاورزان، دانشجويان ‏و حضورشان در ميان مردم را مي توان از مهم‎ ‎‏‌ترين عوامل آگاهيهاي سياسي، اجتماعي و ‏فرهنگي ايشان دانست. عمده‌ترين‎ ‎فعاليتهاي فرهنگي و اجتماعي ايشان در سالهاي قبل از ‏‏1341 (هـ. ش) در قالب‎ ‎تبليغ و ارشاد ديني و آگاه سازي مردم در نقاط مختلف كشور بود.  در ‏سال‎ 1342 ‎در جريان نهضت عمومي علما، آية الله غفاري نيز در مسجد الهادي (كه‎ ‎امامت آنرا ‏بر عهده داشت) سخنرانيهائي را عليه تصويب لايحه انجمن‌هاي‎ ‎ايالتي و ولايتي ايراد كرد و به ‏همراه علماي تهران اعلاميه‌هائي را نيز‎ ‎امضا كرد كه در آن زمان چاپ و توزيع شد و همچنين ‏به همراه ساير علماي‎ ‎تهران در تحريم انقلاب سفيد اعلاميه‌هائي را صادر كرد. مرحوم غفاري ‏پس از‎ ‎وقايع مدرسه فيضيه قم و مدرسه طالبيه تبريز در فروردين سال 1342 سخرانيهاي‏‎ ‎شديد اللحني را در مسجد الهادي (ع) ايراد نمود كه به دنبال همين فعاليتها‎ ‎در دي ماه 1343 دو ‏روز پس از سخنراني‌ پر شور و افشاگرانه اش در مسجد خاتم‏‎ ‎الأوصياء توسط مأموران ‏شهرباني دستگير و زنداني مي‌شود.  ايشان در زندان‏‎ ‎هم به فعاليتهاي علمي تبليغي خود ادامه ‏مي‌داد و سعي مي‌كرد 8 ساعت مطالعه‏‎ ‎كند و 4 ساعت هم نهج البلاغه و قرآن، فقه و تاريخ به ‏برادران درس‎ ‎مي‌داد. ‏
شهادت
اين عاشق و عارف مجاهد پس از سالها تلاش، مجاهدت، استقامت، زندان‎ ‎و شكنجه، عاقبت ‏دعايش مستجاب شد و در غروب ششم دي ماه 1353 هـ ش دراوج‎ ‎مظلوميت، امّا سرافرازانه ‏در محبس تنگ و تاريك شاهي با دست و پاي شكسته و‎ ‎دندانهاي خرد شده و صورت زخمي و ‏خونين به ديار ابديت شتافت. ساواك شبانه‎ ‎پيكر مطهر او را فرستاد تا مظلومانه دفن شود، ولي ‏طلاب و مردم قم با خبر‎ ‎شدند و در تشييع جنازه با شكوه ايشان شركت كردند. ‏


نوشته شده در   چهارشنبه 5 مهر 1391  ساعت  11   توسط   مدیر اداره تبلیغات اسلامی شهرستان آذرشهر
چاپ ارسال برای دوستان بازگشت
نظرات شما :
نام :
نام خانوادگی :
  ایمیل :
 
لطفا کد نمایش داده شده در تصویر را وارد نمایید
نظر خود را درباره این مطلب بیان بفرمائید